سندرم بازی خوک کثیف زندگی:
به هر قیمتی ماندن در یک رابطه ی احمقانه نه تنها موفقیت نیست، بلکه بیانگر وجود شخصیتی بیمار است که از یکسو درگیر آزارخواهی و عدم شفقت با خویش است و از سوی دیگر درگیر آزار رسانی منفعل و وابستگی نا ایمن است.
چنین شخصیتی می پذیرد که با تهدید و توهین و سوظن و زیر سوال بودن، تحقیر شود تا با دریافت و ایفای نقش یک قربانی مظلوم و ستم کش و ترحم پذیر، مجوز ماندن و سپس مجوز آزار رساندن را پیدا کند و از اینکه طرف آزر رسانش نیز او را تهدید و تحقیر می کند و هم به حضور او به عنوان یک خدمه و برده عاطفی وابسته است، حظ می برد و به خود می بالد.
چنین اشخاصی اغلب حس ترحم شدگی خود را به سایر افراد خانواده و بویژه به فرزندان خود نیز تسری و فرافکنی می کنند.
افرادی که درگیر ارتباطات فرساینده و تهی از دوست داشتن هستند، خود را مجبور می کنند تا با فهرست کردن دلایل واهی بالا بلندی، ماندن احمقانه خود را در یک رابطه ی پوچ و پوسیده که بوی نم و نا و تجزیه به خود گرفته را توجیه کنند.
این کار درست مانند خوابیدن کنار مرده ای است که در حال فساد است و فرد به اسم وفاداری، خود را مجبور می کند تا بوی تعفنی نفرت انگیز که ناشی از جنازه ای باد کرده است را تحمل کند و گاهی برای کاسته شدن از بوی غیر قابل تحمل آن از بو گیر و عطر و ادکلن و عود و اسپری خوش بو کننده استفاده نماید.
افرادی که عمر خود را در روابط بی حاصل با مردگان عاطفی هدر می دهند، خود را مجبور می کنند تا در روابط اجتماعی موفق به نظر برسند.
آنها گاهی شاد، پر تلاش، بذله گو و پیگیر و پر جنب و جوش به نظر می رسند اما واقعیت این است که آنها علاوه بر تجربه و درگیری با احساس منفی یک تنهایی عمیق روانشناختی، کسانی هستند که گاهی فرصت استحمام و تعویض لباسهای زیر خود را هم ندارند ولی برای بیرون رفتن از خانه، از بهترین برندها و مارکها در پوشش ظاهری خود استفاده می کنند.
زندگی این تیپ از آدمها درگیر این نمایش است که به طرزی جامعه پسند به خود و دیگران اثبات کنند:
خوشبختی و موفقیت یعنی ادامه یک زندگی احمقانه و پر تنش و لذت بردن و اظهار رضایت داشتن از آن، تحت عنوان “تقدیر منم همینه”!
“دیگه عادت کردم و …”
ادعای لذت بردن از روابط و رفتارهای کلیشه ای و تکراری و تهوع آور و سراسر تنش و قهر و کین و توهین و تحقیر، مانند ادعای لذت بردن از تقلید حرکات یک خوک کثیف در غلطیدن در لجنی متعفن است.
مانند ادعای لذت بردن از درد است.
جسم و جان انسان هرگز با درد سازگار نخواهد شد؛ مگر اینکه روان فرد، معتادِ تحقیر شدن و مبتلا به مازوخیسم عاطفی باشد.
برچسب ها: سندرم بازی خوک کثیف زندگی