آموزش ادبیات فارسی دهم انسانی درس دوم و معنی و آرایههای ادبی درس دوم «از آموختن ننگ مدار» بر اهمیت دانش و نکوهش جهل تأکید دارد و مفاهیمی مانند خردورزی و تلاش برای یادگیری را بیان میکند. در این درس آرایههایی چون تضاد، تشبیه و کنایه به زیبایی پیام متن کمک کردهاند. استفاده از گام به گام درس دوم فارسی دهم و تدریس درس دوم فارسی دهم انسانی باعث میشود درک معنا، آرایهها و آمادگی برای امتحان سادهتر و سریعتر انجام شود.
آموزش ادبیات فارسی دهم انسانی درس دوم
معنی درس دوم فارسی دهم پرورش موضوع
| بیت / جمله | معنی | قلمرو زبانی درس دوم فارسی دهم |
|---|---|---|
| از آموختن ننگ مدار تا توانی از نیکی کردن میاسا و خود را به نیکی و نیکوکاری به مردم نمای و چون نمودی به خلاف نموده، مباش. |
تا میتوانی از نیکی کردن به دیگران دست برندار و خود را به مردم آنگونه نشان بده که فردی نیکوکاری هستی. و چون این چنین نشان دادی خودت برخلاف آن رفتار مکن. | قلمرو زبانی: نیکی: خوبی، احسان (متضاد: بدی) / آسودن: استراحت کردن، سکون یافتن (بن ماضی: آسود، بن مضارع: آسا) / میاسا: توقف مکن، دست بر ندار / نمودن: نشان دادن، نمایش دادن (بن ماضی: نمود، بن مضارع: نما)
قلمرو ادبی: — |
| به زبان، دیگر مگو و به دل، دیگر مدار، تا گندمنمای جو فروش نباشی، و اندر همه کاری داد از خویشتن بده، که هر که داد از خویشتن بدهد، از داور مستغنی باشد | سخن در دل و زبانت یکی باشد تا دروغگو و فریبکار شناخته نشوی. در همه کارهای خود به عدالت و انصاف رفتار کن زیرا هر کس در کارهایش به عدالت و انصاف رفتار کند، به قضاوت دیگران نیاز پیدا نمیکند. | قلمرو زبانی: اندر: در / داد: حق / داد از چیزی دادن: حق آن را ادا کردن / که نخست: زیرا / که دوم: کس / داور: قاضی، دادرس / مستغنی: بینیاز
قلمرو ادبی: دیگر: واژهآرایی / تا گندمنمای جوفروش نباشی: ضربالمثل / که (۱- زیرا / ۲- کس): جناس همسان / تلمیح به حدیث «حاسِبوا قَبْلَ أن تُحاسَبوا» |
| و اگر غم و شادیت بود، به آن کس گوی که او تیمار غم و شادی تو دارد و اثر غم و شادی پیش مردمان، برخود پیدا مکن و به هر نیک و بد، زود شادان و زود اندوهگین مشو که این فعل کودکان باشد. | و اگر غم و شادی داشته باشی، آن را به کسی بگو که با تو همدلی کند و در غم و شادیت شریک باشد. و پیش مردم، آثار غم و شادی را در چهره خود آشکار نکن. و در مواجهه با هر اتفاق خوب یا بد، زود شاد یا غمگین نشو؛ زیرا این رفتار، کار کودکان است. | قلمرو زبانی: تیمار: غم، حمایت و نگاهداشت، توجه / تیمار داشتن: غمخواری و محافظت / پیدا کردن: آشکار کردن
قلمرو ادبی: غم و شادی: تضاد / نیک و بد، شادان و اندوهگین: تضاد |
| بدان کوش که به هر محالی، از حال و نهاد خویش بنگردی، که بزرگان به هر حق و باطلی از جای نشوند | تلاش کن که به خاطر هر کار بیهودهای حالت عوض نشود؛ زیرا انسانهای بزرگ زود تحت تأثیر هر حق و باطلی قرار نمیگیرند. | قلمرو زبانی: محال: بیاصل، ناممکن، اندیشه باطل / نهاد: ذات / بنگردی: عوض نشوی
قلمرو ادبی: از جای شدن: کنایه از «از کوره در رفتن» / تضاد: حق و باطل |
| و هر شادی که بازگشت آن به غم است، آن را شادی مشمر | و آن شادی که پایانش غم و اندوه است را شادی حساب نکن. | قلمرو زبانی: شمردن: به حساب آوردن (بن ماضی: شمرد، بن مضارع: شمار)
قلمرو ادبی: — |
| و به وقت نومیدی امیدوارتر باش و نومیدی را در امید، بسته دان و امید را در نومیدی. | و هر زمان ناامید شدی، امیدواریت را از دست مده و بدان که نومیدی وابسته به امید و امید وابسته به ناامیدی است. | قلمرو زبانی: نومید: ناامید / بسته دان: مرتبط دانستن، وابسته دانستن
قلمرو ادبی: تضاد: امید و نومیدی |
| رنج هیچکس ضایع مکن و همه کس را بهسزا، حق شناس باش؛ خاصه قرابت خویش را. | تلاش هیچکس را تباه و نابود نکن و به شکل شایسته، قدرشناس همه انسانها به ویژه خویشاوندان خود باش. | قلمرو زبانی: ضایع: تباه، تلف / سزا: شایسته / خاصه: به ویژه / قرابت: خویشی، خویشاوندی (همآوا با غرابت: شگفتانگیز بودن) |
| چندان که طاقت باشد، با ایشان نیکی کن و پیران قبیله خویش را حرمت دار، ولیکن به ایشان مولع مباش تا همچنان که هنر ایشان همیبینی عیب نیز بتوانی دید | و آن اندازه که نیرو و توان داری به خویشاوندان خوبی کن. به پیران و بزرگانِ اقوام خود احترام بگذار اما زیاد مجذوب آنها نباش (وابستگی فکری پیدا نکن) تا همان طور که دانش و فضیلت آنها را میبینی، عیب و کاستی آنها را نیز بتوانی ببینی. | قلمرو زبانی: طاقت: توان / با: به / پیران: بزرگان، ریشسفیدان / حرمت دار: احترام بگذار / مولع: بسیار مشتاق، آزمند / همچنان: همانگونه / هنر: فضیلت
قلمرو ادبی: هنر و عیب: تضاد |
| و اگر از بیگانه ناایمن شوی زود به مقدار ناایمنی، خویش را از وی ایمن گردان و از آموختن، ننگ مدار تا از ننگ رسته باشی. | و اگر از غریبهای احساس امنیت نمیکنی، به اندازهای که احساس ناایمنی داری خود را از او دور کن و در امان دار. و از آموختن شرم مکن تا از بیآبرویی نجات پیدا کنی. | قلمرو زبانی: ایمن گرداندن: در امان بودن / آموختن: یاد گرفتن (بن ماضی: آموخت، بن مضارع: آموز) / ننگ: شرمساری، بیآبرویی / رسته: نجاتیافته (بن ماضی: رست، بن مضارع: ره)
قلمرو ادبی: ناایمن و ایمن: تضاد |
معنی کلمات درس دوم فارسی دهم پرورش موضوع
میاسا: دست نکش
داد: عدالت
مستغنی: بینیاز
تیمار: پرستاری و دلسوزی
فعل: کار
محال: غیرممکن
ضایع: تباه
قرابت: نزدیکی، خویشی، خویشاوندی؛ در متن درس، منظور «خویشاوند» است
خاصه: ویژه
حرمت: احترام
مولع: حریص شدن به چیزی، بسیار مشتاق
ننگ: شرمساری
رسته: نجات یافت
عَمَله: جمع عامل، کارگران
نموده: نشان داده، ارائه کرده، آشکار کرده
توجه : معنی کلمات درس دوم فارسی دهم انسانی متناسب رشته های نیز می باشد. همچنین برای مشاهده جزوه درس دوم فارسی دهم، وارد لینک «آموزش ادبیات فارسی دهم انسانی درس دوم» شوید.

آرایههای ادبی درس دوم فارسی دهم انسانی
| آرایه ادبی | مثال از درس | توضیح |
|---|---|---|
| کنایه | «گندم نمای جو فروش» | کنایه از دورویی و ریاکاری (ظاهر چیزی نشان دادن و باطن چیز دیگری بودن) |
| «داد از خویشتن بده» | کنایه از رعایت عدالت و انصاف در رفتار با خود و دیگران (حق خود و دیگران را ادا کردن) | |
| مقابله | «امید و نومیدی» | مفهوم متضاد در کنار یکدیگر (تضاد معنایی بین امید و ناامیدی) |
| «غم و شادی» | مفاهیم متضاد در متن (تضاد بین دو حالت عاطفی مخالف یکدیگر) | |
| مراعات نظیر | «غم، شادی، امید، نومیدی» | همگی مفاهیمی مرتبط با احساسات درونی و حالات روانی انسان (رابطه معنایی و همخانوادگی واژگان) |















دیدگاهتان را بنویسید